محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

108

مخزن الأدوية ( ط . ج )

خار و پيكان را برآورد و تنقيه قروح و الزاق جراحات نمايد . و صاحب ما لا يسع نوشته كه آن دو صنف مىباشد : بستانى و برى ، بستانى آن را به يونانى لب سينى نامند منبت آن جاهاى سايه و ميان اشجار و كناره‌هاى آب و اطراف عمارات و برگ آن شبيه به چيزى است كه به آن تشبيه نموده‌اند يعنى گوش موش كوچك مدور و گياه آن بىساق و گل و بر روى زمين پهن شود و شاخ‌هاى آن سه پهلو و چون به دست بمالند بوى خيار از آن آيد . طبيعت آن : سرد و تر و صاحب تحفه در سيّم تر دانسته با اندك قوّت قبضى و لبن آن با اندك قوّت تحليلى . افعال و خواص آن : * امراض الرأس و العين * سعوط آن جهت صداع حار و ضماد آن با آرد جو جهت تحليل اورام حاره چشم . * الاذن * قطور عصاره آن در گوش جهت تسكين درد و تحليل ورم آن نافع . * اعضاء الغذاء * آشاميدن آن مسكن التهاب و غثيان و مسقط كرم معده است . * الاورام و البثور * ضماد آن با آرد جو جهت تحليل اورام جميع اعضاء و حمره و جمره نافع . برى آن سه قسم است قسم اول شاخ‌هاى آن باريك و بلند از زمين و شاخ‌هاى بسيار از يك بيخ رسته و شاخ‌هاى زيرين آن سرخ رنگ و مجوف و برگ‌هاى آن نازك و طولانىتر از بستانى و وسط پشت برگ‌ها محدب و اطراف برگها تند و زوج زوج رسته و هر شاخى مشتمل بر شاخ‌هاى ريزه بسيار و گل آن لاجوردى رنگ و صاحب تحفه نوشته كه بعضى را گل زرد مىباشد و بيخ آن به قدر انگشتى و پر شعبه و بعضى مغشوش مىكنند اين را با اسقولوقندريون و فرق آن است كه برگ اين نرم و دراز است به خلاف برگ اسقولوقندريون . طبيعت آن : معتدل در حرارت و برودت و خشك در دويّم . افعال و خواص آن : صرع و لقوه و اوجاع بارده دماغيه و صداع را نافع و مقوى معده و محلل و مفتح و مدر بول و سم افعى را مفيد . * امراض الرأس * ضماد آن خصوصاً با سركه جهت صداع حار نافع و سعوط و غرغره آن با ماء العسل جهت تنقيه دماغ و جذب رطوبات دماغى نافع . * العين * طلاى بيخ آن جهت ناصور چشم و ضماد برگ آن با آرد جو جهت تليين ورم حار چشم و به تنهايى جهت ناصور آن مجرب . * الفم * غرغره آن با ماء العسل جهت وجع ضرس مفيد . صاحب شفاء الاسقام گفته شرب آن با شراب جهت لسع افاعى نافع و ضماد آن مانع انتشار قروح و تورم جراحات است . مضر مثانه مصلح آن مرزنجوش و گويند مصلح آن تخم خرفه است . مقدار شربت آن : تا دو مثقال . قسم دويّم آن شاخ‌هاى آن پهن بر روى زمين و برگ آن مايل به تدوير شبيه به برگ بستانى آن و از آن ريزه‌تر و با اندك حرافت و بىگل و صاحب تحفه نوشته كه گويند بىگل نيست و ليكن به سبب ريزگى و اتصال آن به شاخ‌ها چندان مريى نمىگردد و منبت اين اكثر ريگزارها است . طبيعت آن : گرم و خشك در دويّم و صاحب تحفه در سيّم نوشته . افعال و خواص آن : محرك باه و جهت اورام بارده و رفع آثار و دفع سم و جذب خار و پيكان و ضماد عصاره تازه آن بر كمر و قضيب و كنج ران و پشت زهار باعث تحريك باه حتى پيران و مأيوسين را و مطبوخ خشك آن نيز همين اثر دارد و ليكن ضعيف‌تر از آن و همچنين ضماد آن جاذب سم و دافع سميت آن و جاذب خار و پيكان است . قسم سيّم آن برگ آن مايل به تدوير و با زغب سفيد و خارهاى باريك سفيد زغب‌دار و با يتوع كه چون قطع نمايند از آن يتوع برآيد و مفروش بر روى زمين و منبت آن آنچه دور از آب باشد با حدت بود و برگ آن را چون بر جلد نازك خصوصاً رخساره گذارند سرخ گرداند . طبيعت آن : گرم و خشك در سيّم و با قوّت سميت و زبون‌ترين اقسام آن است . افعال و خواص آن : مقئ قوى و مسهل و زياده آن كشنده و شير آن مقرح جلد و چون سه مثقال و نيم آن را جوشانيده آب آن را با نعناع بنوشند و از عقب آن ماهى شور بخورند جميع كرمهاى معده را دفع نمايد و ديگر متكون نشود و شيخ داود انطاكى اين خاصيت را جهت بستانى آن ذكر كرده . صاحب تحفه نوشته كه ابن تلميذ در مغنى مىفرمايد كه اقسام آذان الفأر غير مرزنجوش است و از ساير كتب نيز همين معنى ظاهر مىگردد چه مرزنجوش متصف به صفات ديگر و از جمله رياحين و با عطريت است و برگ آن شبيه به گوش موش نيست و گل آن سفيد مايل به سرخى است و تخمش شبيه به تخم ريحان و شفاف مىباشد و انطاكى نوشته كه آن را اصناف بسيار مىباشد و برگ بعضى از آن نازك محدب و گل آن زرد و مشرف و نرم و اين نوع سرد و تر در دويّم و بعضى از آن مزغب باريك طولانى مفروش بر زمين و يتوعى يعنى شير سفيد حاد اكالى از آن تراوش مىنمايد و آن غير مغثى است و اين در مصر بسيار است و بعضى از آن حبشى است كه گل آن به اغصان آن چسبيده مىباشد و اين گرم و خشك در دويّم و عصاره آن مهيج جماع است تمريخاً و شرباً و صنفى كه از آن بوى خيار آيد مسكن لهيب و غثيان و مسقط ديدان اگر بعد از آن ماهى شور بخورند صداع آورد و مصلح آن مرزنجوش است . مقدار شربت آن : يك مثقال است . صاحب شفاء الاسقام گفته اطلاق اين اسم بر گياهى حاد الطبع